

آن را باید به مرگ من شاد بدن
کز دست اجل تواند آزاد بدن
خیام
پ.ن: مراسم تعزیه حسینی - بندر دیر

پ.ن : مهراوه دخترم دائم می گوید: بابا دوربین یادت نرود
و امروز دوربین گفت :بابا مهراوه یادت نرود.

در گوش دلم گفت فلک پنهانی
حکمی که قضا بود زمن می دانی
در گردش خویش اگر مرا دست بدی
خود را برهاندمی ز سرگردانی
خیام
