

*** غروب بندر دیر***
پیش از من تو لیل و
ناهاری بوده است
گردنده فلک نیز به کاری بوده است
هر جا که قدم نهی تو
برروی زمین
آن مردمک چشم نگاری بوده
است
خیام

هرچند که رنگ و بوی زیباست
مرا
چون لاله رخ و چون سرو بالاست مرا
معلوم نشد که در طربخانه
خاک
نقاش
عزل بهر چه آراست مرا
خیام
خشم زیبای دریا قطرات آب را به برف تبدیل می کند
و قطره قطره ی آن مرواریدی است در صدف دلم.

