تبليغاتX
دير بن بست | عكس هاي حسين فخرايي
Home | Email | Archives
Fri 3 Jul 2009
موج سبز بسوی آزادی
 

دوربین عکاسی ام را بر می دارم و به طرف خیابان آزادی می روم تا شاهد راهپیمایی طرفداران میرحسین موسوی باشم.و از صحنه های احتمالی عکس بگیرم . بالای پل جیحون شلوغ شده است. برای دیدی مناسب ناچارم بالا بروم.
جمعیت همچون رودی خروشان رو به آزادی در حرکت است.رودی که از میلیون ها قطره و هزاران جویبار تشکیل شده است.لنز دوربین  دیگر قادر به پوشش این همه جمعیت نیست.ناگزیرم پایین بروم .
چه حس خوش آیندی داشت وقتی موج مرا با خود می برد.من دیگر ان قطره تنها نبودم من موج شده بودم.موجی با قدرت سهمگین. احساس می کنم که می توانم هر مانعی را از جلویم بردارم. حس و حالی که من و دوربینم داریم پیرمرد و عصایش نیز دارد. دوربین را بالا می برم و با میلیونها دست که علامت V (ویکتوری) را نشان می دهند همرا می شوم. رود همچنان از خیابان ها عبور می کند و قطرات ریز را مشتاقانه به آغوش می کشد.
غرش موج مرا به خود می آورد ." خس و خاشاک تویی    دشمن این خاک تویی " آیا واقعا این جمعیت ملیونی خس و خاشاک است که رییس جمهور چنین آنرا بیان می کند. حضور میلیونی مردم با رنگ سبز که نماد کاندیداتوری میرحسین است چنان لرزه بر اندام مخالفانش انداخته که تا ابد در تاریخ باقی خواهد ماند.
هر قطره این موج خواستار پس گرفتن رای خود است که به ناحق به حساب کسانی دیگر ثبت شده است و این در شعار های "موسوی موسوی   رای مرا پس بگیر" یا " رای ما را دزدیدن    دارن باهاش پز می دن"...نمایانگر است.
مسیری که من دایما با تاکسی طی می کردم و چیزی جز خستگی برایم نداشت ، امروز با موج سبز طی کردم و فهمیدم که سرشار است از شور وسرور .حس بودن در این رود هرگز در وجودم خشک نخواهد شد و تا رسیدن به هدف واقعی ادامه خواهد داشت.هدفی که هر آزاده ای به دنبال آن خواهد بود و هر دیکتاتور سعی در سرکوب آن.


۲۵ خرداد ۸۸

+ 12:53






powered by:
| |